یا لَیتَنی کُنتُ تراباً | وبلاگ یک دانشجوی انقلابیـــ

۵ مطلب با موضوع «العلم ثلاث :: اعتقادی» ثبت شده است

دانلود درسنامه آموزش نجوم و هیئت

وبلاگ شریف کشکول علوم طی دروسی سلسله وار، به تدریس ساده و روان علم نجوم و هیئت پرداختند که این دروس مطابق با هیئت قدماء و بر اساس کتاب شریف "دروس هیئت و ریاضی" حضرت علامه حسن زاده آملی است که به فرموده ایشان تا حدود صفحه 60 این کتاب است. 

بر آن شدیم ضمن تقدیر و کسب اجازه از مدیر محترم این وبلاگ، این دروس را که تا حال 29 جلسه است، در قالب یک فایل pdf جمع آوری کنیم که حدود 95 صفحه شده است و مناسب مبتدیانی مثل بنده نیز میباشد.

باشد که با فراگیری این علوم بیشتر به حقایق و اسرار عالم پی ببریم و در نهایت به هدف این علوم برسیم که به تعبیر جناب خواجه نصیرالدین طوسی: (من لم یعرف الهیئه و التشریح فهو عنین فی معرفه الله تعالی) که هر کس علم هیئت و تشریح را نداند، در معرفت خداوند عنین و ناقص است.

نکته1: باید درباره هیئت بطلمیوسی عرض کنیم که برخی بر این پندارند که این مکتب میگوید که زمین ثابت است و خورشید و سایر کواکب به دور زمین میگردد، حال آنکه حرف این است که در هیئت بطلمیوسی در مقام محاسبه وقایع نجومی، زمین را به عنوان مرکز میگیرند تا محاسبات نجومی را بر این اساس انجام دهند، نه اینکه این حرف سخیف را بزنند و بگویند زمین ثابت است و سایر ستاره ها متحرک. و در مقام محاسبات نجومی این روش، به مراتب دقیقتر از نجوم امروزی است.

نکته2: البته بین علم هیئت و نجوم فرق وجود دارد که ما در بیان آن نبودیم و هر دو را در این درسنامه به یک معنا به کار برده ایم.

برای مطالعه ی دو درس از این درسنامه به عنوان نمونه به اینجا بروید

حجم: 16 مگابایت

دریافت

۲۵ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دانشجوی انقلابیـــ

جزوات نسبت شناسی علم و دین

بخشی از سخنان علامه مصباح یزدی پیرامون دین و علم و نسبت میان آن‌ها که در طی چند جلسه در جمع اساتید دانشگاه‌های استان قم ایراد نموده‌اند

نسبت شناسی علم و دین

 مسأله نسبت علم و دین یکی از مقولاتی است که نقش آن در سیر تحول  علوم انسانی غیرقابل اغماض است.

هم چنان که برداشت ها و صورت بندی های خاصی از ماهیت دین(مسیحیت) و علم در تمدن غرب، منجر به شکل گیری علوم امروزین و تلقی تقابل و تعارض علم و دین و همچنین انفکاک عرصه های این دو  شده است، تبیین هریک از این دو و ارتباط آن در معرفت و جهان بینی اسلامی صورتی متفاوت از علوم را رقم خواهد زد. بنابراین در این حوزه با دو سنخ از سوالات روبرو هستیم، اول، سوالاتی که بر پایه سنت غربی از نسبت علم و دین شکل گرفته اند و دوم، سوالاتی که در درون نظام معرفتی خاص اسلامی قابل طرح و بررسی اند. از این رو بر آن شدیم تا نظر برخی از صاحب نظران مطرح کشور را در این باب در قالب سلسله جزوات نسبت شناسی علم و دین به علاقه مندان به پژوهش در عرصه علوم انسانی تقدیم کنیم.

جزوات حاضر که به کوشش مرکز جنبش نرم افزاری قرارگاه شهید باقری تدوین شده اند، بخشی از سخنان علامه مصباح یزدی پیرامون دین و علم و نسبت میان آن‌هاست که در طی چند جلسه در جمع اساتید دانشگاه‌های استان قم ایراد نموده‌اند. این جزوات اولین سری از سلسله جزوات نسبت شناسی علم و دین می باشد. همچنین در این راستا سلسله جزوات دیگری در سه محور «علوم انسانی اسلامی»، «تاریخ علم و تمدن اسلامی»، «اندیشمندان مسلمان و مسأله علم» توسط مرکز جنبش نرم افزاری تدوین و منتشر خواهد شد.

دریافت
عنوان: نسبت شناسی علم و دین 1
حجم: 2.69 مگابایت


دریافت
عنوان: نسبت شناسی علم و دین 2
حجم: 2.74 مگابایت

۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دانشجوی انقلابیـــ

جزوه: تقابل سه گفتمان در اداره کشور | استاد میرباقری

هر گاه چالش بین انقلاب و جریان تجدد، تبدیل به چالش طرفداران مدرنیته اسلامی و سکولاریست‌ها بشود، سکولاریست‌ها برنده خواهند شد ولی اگر چالش را به نقطه اصلی خودش برگردانید و یک طرف منادیان تمدن اسلامی باشند و شعار عدالت اسلامی و تمدن اسلامی سر بدهند، این طرف برنده خواهد بود.

مدیریت کلان کشور موضوع همیشگی و پر چالشی است که افراد و گروه‌های مختلف، با نظرات گوناگون به ارائه راهکار در آن می پردازند؛ افرادی که داعیه‌ی اسلام دارند و خود را از دلسوزان نظام معرفی می کنند، در عین حال تفاوت‌های بسیار زیادی در راهکارهایشان دیده می شود. قطعاً قسمت عمده‌ای از این تفاوت‌ها ریشه در نگاه به اسلام و کارکردهای دین دارد.

جزوه پیش رو چکیده‌ای فرآوری شده از کتاب «کالبد شکافی فرهنگی فتنه ۸۸» از حجه الاسلام محمد مهدی میرباقری (رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم) است. ایشان با اشاره به قرائت های مختلف از اسلام به بررسی مؤلفه‌های هر یک از گفتمان ها می پردازند و با بیان نقاط اشتراک و افتراق آنها، نگاه روشنی از جریان های موجود برای اداره کشور ارائه می کنند.

استاد میرباقری

دریافت جزوه
توضیحات: استاد حجت الاسلام و المسلمین میرباقری

در ادامه بخش‌هایی از این جزوه را می‌توانید مطالعه کنید. 

ادامه مطلب...
۲۳ دی ۹۳ ، ۲۱:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دانشجوی انقلابیـــ

اثبات شهادت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) | اسناد شیعه و سنی

نویسنده:حسن غفوری

روایات متضافره ای که درباره شهادت همه معصومین رسیده است، ثابت می کند همه ایشان به شهادت رسیده اند و هیچ یک با فوت طبیعی از دنیا نرفته اند و پیامبر گرامی اسلام نیز از این عموم خارج نیستند.
از مشکلاتی که در راستای این تحقیق وجود داشت این بود که کتاب مستقلی در این باره نوشته نشده و منابع بسیار پراکنده بود.
موضوعاتی که لازم دیدیم در این تحقیق مورد بررسی قرار دهیم عبارتند از:
  • آیا شهادت پیامبر اکرم (ص) از قرآن قابل اثبات است؟
  • نظر عامه در مورد شهادت پیامبر اکرم (ص) چیست؟
  • نظر شیعه درباره مسموم شدن پیامبر اکرم (ص) در خیبر چیست؟
  • نظر شیعه درباره شهادت پیامبر اکرم (ص) چیست؟
  • قاتل یا قاتلان پیامبر (ص) چه کسانی بوده اند؟

فصل اول: اثبات شهادت پیامبر (ص) از قرآن

 
﴿وَ ما مُحَمَدٌ إلا رَسُولٌ قَد خَلت مِن قَبلِهِ الرُّسُل أفإن ماتَ أَو قُتِلَ إنقَلَبتُم عَلی أَعقابِکُم وَ مَن یَنقَلِب عَلی عَقِبَیهِ فَلن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً وَ سَیَجزی اللهُ الشاکِرینَ﴾(1)
«و محمد تنها فرستاده ای از جانب خداوند است که فرستادگان دیگری پیش از او گذشته اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود شما به گذشته خویش(دوران جاهلیت) باز می گردید؟ و هر آن کس به گذشته خویش بازگردد، هرگز به خدا زیانی نمی رساند و خداوند به زودی سپاس گزاران را پاداش خواهد داد».
یکی از مهمترین آیاتی که در مورد شهادت پیامبر اکرم (ص) در روایات و کتاب های تفسیر به آن اشاره شده است، این آیه شریفه است.
شأن نزول این آیه شکست مسلمانان در جنگ احد بوده است. در جنگ احد مشرکین شایع کردند رسول خدا به شهادت رسیده است و این موجب نوعی شکست، عقب نشینی و تردید در مسلمانان سست ایمان شد و خداوند این آیه را برای سرزنش آنان فرو فرستاد.
هر چند محور سخن در این آیه، انقلاب و ارتداد صحابه رسول خدا (ص) بعد از ایشان است، لکن استفاده های دیگری نیز می توان از این آیه نمود.
در علم نحو برای حرف «أو» سه معنا ذکر شده است: 1، عاطفه غیر ناصبه، 2، عاطفه ناصبه، 3، اضراب.
نوع اول معانی متعددی دارد از جمله:1، تخییر، 2، اباحه، 3، شک، 4، تقسیم، 5، ابهام.
چهار معنای اول در این آیه صحیح نیست ولی نوع پنجم که ابهام است در این آیه احتمال دارد. به این بیان که خداوند می داند پیامبر به شهادت خواهد رسید اما این مطلب را در هاله ای از ابهام قرار می دهد.
ممکن است این ابهام به این دلیل باشد که اگر خداوند تبارک و تعالی صراحتاّ اعلام می فرمود که پیامبر به شهادت خواهد رسید، مشرکین و منافقین با اعتماد به صدق کلام خداوند بر انجام این کار سرعت می گرفتند و زودتر برای انجام این کار برنامه ریزی و اقدام می کردند. (2)
نوع دوم هم شرایطی دارد که هیچ یک از آنها در این آیه موجود نیست.
و اما نوع سوم اضراب است که به معنای «بل» می باشد، در این صورت معنای آیه این گونه خواهد شد: «أفإن مات بل قتل» یعنی: «آیا اگر پیامبر بمیرد بلکه کشته شود». این احتمال هم در آیه صحیح به نظر می رسد و «أو» به معنای «بل» در موارد متعددی در قرآن آمده است:
1، ﴿وَ أرسَلناهُ إلی مِائَةِ ألفٍ أو یَزیدُون﴾(3)، «و او (یونس (ع)) را به سوی صد هزار نفر بلکه بیشتر فرستادیم».
2، ﴿ثُمَّ قَسَت قُلُوبُکُم مِن بَعدِ ذلکَ فَهیَ کَالحِجارَةِ أو أشدُّ قَسوَةً﴾(4)«سپس دل های شما سخت شد، به سختی سنگ ها بلکه سخت تر از آن».
3، ﴿فَإذا قَضَیتُم مَناسِکَکُم فَاذکُروا اللهَ کَذِکرِکُم أباءَکُم أو أشَدَّ ذِکراً﴾(5)«پس چون اعمال و عباداتتان را به انجام رساندید، خدا را آن سان که پدران خود را ذکر می کنید یاد کنید، بلکه بالاتر از آن».
4، ﴿وَ ما أمرُ السّاعَةِ إلاّ کَلَمحِ البَصَرِ أو هُوَ أَقرَبُ﴾(6) «و کار قیامت نیست جز مانند یک چشم بر هم زدن بلکه نزدیک تر از آن».

فصل دوم: نظر عامه در مورد شهادت پیامبر اکرم (ص)

 
بزرگان عامه بر این باورند که پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) به شهادت رسیده اند. از آن جمله:
وقال البیهقی: أنبأنا الحاکم، أنبأنا الأصم، أنبأنا أحمد بن عبد الجبار عن أبی معن عن الأعمش عن عبدالله بن نمرة عن أبی الأحوص عن عبدالله بن مسعود قال:
«لئن أحلف تسعاً أنّ رسول الله (ص) قتل قتلاً أحبّ إلیّ من أن أحلف واحدة أنّه لم یقتل وذلک أنّ الله إتّخذه نبیّاً واتّخذه شهیدا».(7)
«اگر نُه بار قسم بخورم که رسول خدا (ص) کشته شده، برای من بهتر است از این که یک بار قسم بخورم که او کشته نشده است، و این به خاطر آن است که خداوند او را نبی گردانید و او را شهید کرد».(8)

و از دلایل شهادت پیامبر (ص):
 
علی بن ابی طالب (ع) و فضل و أسامه در قبر رسول خدا (ص) داخل شدند پس مردی از انصار که او ابن خولی گفته می شد گفت:
«قد علمتم أنی کنت أدخل قبور الشهداء و رسول الله (ص) أفضل الشهداء فأدخل معهم».(9)
«به تحقیق می دانید من در قبور همه شهدا داخل می شدم و رسول خدا (ص) با فضیلت ترین شهدا هستند، پس با ایشان داخل قبر شد». و هم چنین حاکم نیشابوری می گوید: «قال الشعبی: والله سمَّ رسول الله (ص)»(10) شعبی گفت: «به خدا قسم رسول خدا (ص) مسموم از دنیا رفت».
قال ابن سعد: جاء فی روایة: «ومات مسموماً وله ثلاثٌ وستون سنة. هذا قول ابن عبدة.»(11) ابن سعد گفت: در روایتی آمده است: «و(پیامبر (ص)) مسموم از دنیا رفت در حالی که شصت و سه سال داشت. این قول ابن عبده است».
با بررسی کتاب های اهل سنت به این نتیجه می رسیم که پیامبر (ص) به وسیله سمّ به شهادت رسیده اند.
حال سوال این است که عامه کدام سمّ را عامل شهادت پیامبر اکرم (ص) می دانند.

فصل سوم: نظر عامه در مورد کشته شدن پیامبر (ص) به سمّ خیبر

 
ادامه مطلب...
۳۰ آذر ۹۳ ، ۱۳:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دانشجوی انقلابیـــ

اسباب اضطرار به حجت خدا

قسم اول نیاز به آن حضرت به خاطر حوائج دنیوی بود. معمولا انسانها برای رفع نیازهای مادی خود زمانی که به اسباب دنیوی و مادی ناامید میشوند به حضرت صاحب متوسل شده و از او مدد مجویند. درصورتی که مقام بالاتر از آن این است که انسان بداند همه اسباب به دست اوست و مسبب الاسباب خداوند میباشد، لذا به هنگام عافیت و راحتی نیز خودشان را گرفتار و مضطر واسطه بین خداوند و بندگان یعنی حضرت حجت علیه السلام میدانند.

در دعای مستشیر آمده:«انت المجیر و انا المضطر».

روایتی در بحار هست که میفرماید:«آن کس که گرفتار بلاست نیازش به دعا از آنکسی که در عافیت هست بیشتر نیست، زیرا او نیز از بلا در امان نیست» و در دنیایی که زندگی میکند محاط به بلاها است.

قسم دوم اضطرار به حضرت به خاطر آخرت است. به هرحال انسان زندگی ابدی پیش رو دارد و به کسی نیاز دارد تا او را در آن مسیر ابدی دستگیری کند.کسی باید باشد تا به او بگوید آنجا چه جایی است و چه توشه ای نیاز دارد.قرآن برای این کار کافی نیست؛ زیرا آیاتش نمیتواند فصل الخطاب باشد و برداشتها متفاوت است.حضرت رسول نیز در تمام ازمنه در قید حیات نیستند تا قران را از تحریف حفظ کرده، مقاصد آنرا تماما مشخص کنند و پاسخگوی نیازهای زمانه باشند.عقل نیز جوابگو نیست زیرا او نمیداند ابدیت یعنی چه؟ چه رسد به تعیین زاد و توشه برای آن.

بنابراین تنها راهی که باقی میماند امام عصر ارواحنافداه است. ما مضطر حضرتش میشویم تا دستمان را بگیرد،هدایتمان کند، به بهشت برساند و از آتش جهنم نجات دهد.

قسم سوم، اضطرار انسان به خود حضرت حجت است به خاطر اینکه او درد خدا را دارد.این درد جدای از درد آخرت و درد حوائج دنیویست.

مگر میشود انسان کسی را دوست داشته باشد ولی از فراق او دردمند نباشد.برای تسکین این درد باید از راهش رفت که صراط مستقیم است. در این راه تنها راهنمایان حاضر، اهل بیت علیهم السلام هستند.بنابراین مضطر به آنها هستیم تا ما را به خدا برسانند.

این انسانها یک مرحله از دو قسم پیش بالاتر هستند. آنها کارهایشان را به خاطر رضایت خداوند انجام میدهند. دنبال پاداشی نیستند بلکه دنبال اینند که یک لبخند بر روی لبان امام عصر علیه السلام بیاید.این تیپ از انسانها اینطور نیست که به بهشت شوق نداشته باشند و یا از جهنم گریزان نباشند،خیر بلکه بهشت و جهنم آنها چیز دیگری است.جهنمشان فراق است و بهشتشان وصال!

بدترین جای جهنم قهر خداوند با آنها است:«لا یکلمهم الله و لا ینظر الیهم یوم القیامه» و بالاترین جای بهشت رضایت خداست:«و رضوان من الله اکبر»

گفت:کدامین شهر زان ها خوشتر است      گفت: آن شهری که در آن دلبر است

نکته:خداوند تمام نیازها را درون ما قرار داده تا خودمان را مضطر به او بیابیم و بر در خانه اش زانو بزنیم که فرمود:«انتم الفقراء الی الله». اگر این نیازها نبود در خانه ی او زانو نمیزدیم و احساس استغنا و تکبر میکردیم.ما نیاز داریم که به او وصل شویم و از با او بودن لذت ببریم، که تنها راهش زانو زدن و اضطرار به حجت خداست.تنها راهش همین است.

«اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرف نبیک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»

خدایا تا تورا نشناسم و مضطر به تو نشوم زانو در خانه نبی و حجتت نخواهم زد، که تنها راه شناخت خودت و رسیدن به تو از راه حجتت است.


۱۴ آذر ۹۳ ، ۲۰:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دانشجوی انقلابیـــ